دانشكده الهیات و معارف اسلامی
عنوان:
مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و توجیه از نظر پویمن، پولاک و هارمان
پاياننامه كارشناسي ارشد
استاد راهنما:
دکتر علی اکبر احمدی افرمجانی
استاد مشاور:
دکتر محمد لگنهاوسن
دانشجو:
محمد علی پودینه

بهمن 1393
به:
آموزگاران قلمی و کلامیام؛ گذشته، حال و آینده
با نیایش و ستایش
با تشکر و قدردانی از اساتید بزرگوار، دکتر علی اکبر احمدی افرمجانی « استاد راهنما» و دکتر محمد لگنهاوسن « استاد مشاور» که با ارشادها و راهنماییهای خویش، اینجانب را در مراحل مختلف تحقیق و نگارش پایاننامه یاری فرمودند.
همچنین مراتب سپاس و احترام خویش را به محضر دکتر فرشته نباتی « داور پایاننامه» و دکتر محسن زمانی به خاطر تذکرات مفیدشان و دکتر جیمز یانگ به خاطر در اختیار گذاشتن برخی از منابع، تقدیم میکنم.
چکیده
معرفت شناسی یکی از اصلی ترین و مهمترین شاخههای فلسفه تحلیلی است. معرفت شناسان توجیه و صدق را از شرایط لازم مهم برای معرفت تلقی میکنند. نظریههای انسجام صدق و توجیه برای ارائه تبیینی از مؤلفه صدق و توجیه طرح شده اند. به عقیده برخی معرفت شناسان، مشکل اساسی نظریههای انسجام گرایی در صدق و توجیه، مشکل جدایی است. این پایان نامه به بررسی و ارزیابی این مشکل اختصاص یافته است. گزارشی از نظریههای انسجام صدق و توجیه ارائه میکنم و پس از تبیین تحلیلی تقریرهای مختلف مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و پاسخهای انسجام گرایان به این تقریرها، به بررسی این مشکل در نظریههای انسجام توجیه با تکیه بر تحلیل پویمن، پولاک و هارمان میپردازم. مهم ترین تقریر مشکل جدایی بر نظریههای انسجام صدق و توجیه، گسست باور از واقعیت است. تقریرهای دیگر از این اشکال از لوازم این تقریر هستند. از این رو، با ارزیابی این تقریر، تکلیف تقریرهای دیگر مشکل جدایی مستقیم یا غیر مستقیم روشن میگردد. پس از تحلیل و ارزیابی دیدگاههای مختلف راجع به مشکل جدایی، به این نتیجه میرسیم که این اشکال به انسجام گرایان وارد میگردد، آنهم نه از این حیث که انسجام گرا هستند، بلکه از این حیث که درون گرا اند، لذا این اشکال عیناً به خود مبناگرایان درون گرا وارد است. برون گرایان به این موضوع نپرداخته اند یا اصلاً دشواری این مشکل برایشان مطرح نمیگردد. در نهایت، نشان میدهم که میتوان از نظریات درون گرا در مقابل مشکل جدایی دفاع کرد. لازمهی این دفاع تفکیک واقعیات بیرونی از واقعیات درباره حالات ذهنی است. درون گرایان شاهد خوبی برای ارتباط توجیهای باورهای خویش با واقعیات خارج در مقابل بدیلهای مفروض دیگر دارند، هر چند این ارتباط یقینی نیست. اما در اشکال گسست، در خصوص حالات ذهنی غیر شناختی، این اشکال بخصوصه به نظریههای انسجام در مورد باورهای حاصل از این حالات وارد است. به نظر میرسد در توجیه این باورها نظریات مبناگرایی نیز دچار نقیصه اند، از این رو، نظریهای جدید در باب توجیه این باورها پیشنهاد میکنم.
واژگان کلیدی: مشکل جدایی، انسجام گرایی، صدق، توجیه، درون گرایی، حالات ذهنی غیر شناختی.
فهرست
مقدمه و کلیات1
بیان مسأله تحقیق2
اهمیت موضوع4
پرسش اصلی تحقیق4
پرسشهای فرعی تحقیق4
فرضیههای تحقیق5
روش تحقیق6
پیشینه مسأله6
نگاهی گذارا به تحقیق پیش رو6
بخش اول: نظریه انسجام صدق و توجیه8
فصل اول: نظریه انسجام صدق9
1-1. مقدمه10
1-1-1. جغرافیای مسئله صدق10
2-1-1. تفکیک مسائل در باب صدق11
3-1-1. حوزههای مرتبط با مسئله صدق14
4-1-1. جایگاه نظریه انسجام در هندسه نظریات صدق15
5-1-1. نظریه مطابقت صدق19
2-1. نظریه انسجام صدق21
1-2-1. مقدمه21
2-2-1. تقریر نظریههای انسجام صدق24
3-2-1. گذر از نظریه مطابقت به نظریه انسجام صدق28
1-3-2-1. مسیر متافیزیکی برای انسجام گرایی29
1-1-3-2-1. ذو مراتب شدن صدق در مسیر متافیزیکی30
2-3-2-1. مسیر معرفت شناختی برای انسجام گرایی30
1-2-3-2-1. استدلال یانگ بر نظریه انسجام صدق32
فصل دوم: نظریه انسجام توجیه36
1-2. مقدمه37
1-1-2. توجیه37
2-1-2. مفهوم توجیه معرفتی39
3-1-2. درون گرایی و برون گرایی46
1-3-1-2. درون گرایی47
2-3-1-2. برون گرایی49
4-1-2. ساختار توجیه معرفتی50
1-4-1-2. مشکل تسلسل51
5-1-2. مبناگرایی53
1-5-1-2. خطوط کلی مبناگرایی53
2-5-1-2. پاسخ به مشکل تسلسل56
2-2. انسجام گرایی56
1-2-2. مقدمه56
2-2-2. توصیف استعارهای انسجام گرایی58
3-2-2. توصیف سلبی انسجام گرایی62
4-2-2. پاسخ به مشکل تسلسل64
5-2-2. توصیف ایجابی انسجام65
1-5-2-2. نسبت انسجام66
1-1-5-2-2. سازگاری منطقی66
2-1-5-2-2. سازگاری احتمالی67
3-1-5-2-2. روابط تبیینی68
2-5-2-2. نظام باور71
1-2-5-2-2. کل گرایی72
2-2-5-2-2. جزء گرایی73
6-2-2. صورت بندی نظریه انسجام74
7-2-2. رده بندی نظریههای انسجام گرایی77
1-7-2-2. نظریههای سلبی و ایجابی انسجام77
2-7-2-2. نظریههای خطی و کل گرایانه انسجام79
بخش دوم: مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و توجیه82
درآمدی بر مشکل جدایی83
فصل سوم : مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق86
1-3. مقدمه87
2-3. اشکال نسبیت صدق88
1-2-3. پاسخ بلانشارد89
2-2-3. پاسخ واکر90
3-2-3. پاسخ آلکوف91
3-3. اشکال امکان صدق نظامهای متعارض93
1-3-3. پاسخ بلانشارد94
4-3. اشکال عدم تبیین تجربه94
1-4-3. پاسخ واکر95
2-4-3. بیان جانسون96
5-3. اشکالِ صدقِ یک باور در دو نظام متعارض97
1-5-3. پاسخ بلانشارد98
6-3. اشکال امکان عدم تمیّز بین خواب و بیداری100
1-6-3. پاسخ بلانشارد101
7-3. اشکال تعیین101
1-7-3. سخن برادلی104
1-1-7-3. نقد بلانشارد بر برادلی105
2-1-7-3. نقد رشر بر بلاشارد106
3-1-7-3. نقد هاک بر نقد رشر107
2-7-3. پاسخ انسجام گرایان به اشکال تعیین108
3-7-3. اشکال واکر به پاسخ انسجام گرایان109
4-7-3. پاسخ یانگ به واکر113
1-4-7-3. استدلال بر عدم امکان فرض نظامهای متعارضِ منسجم از منظر شناسا115
8-3. مخالفت با فهم عرفی119
1-8-3. پاسخ واکر119
9-3. اشکال تاگارد120
1-9-3. پاسخ یانگ به اشکال تاگارد122
10-3. اشکال تعالی123
1-10-3. پاسخ واکر124
2-10-3. پاسخ یانگ125
11-3. اشکال مک گین126
1-11-3. پاسخ یانگ به اشکال مک گین127
فصل چهارم: مشکل جدایی در نظریههای انسجام توجیه129
1-4. مقدمه130
2-4. اشکال نظامهای بدیل131
1-2-4. تقریر اول131
2-2-4. تقریر دوم134
3-2-4. تقریر سوم136
3-4. تحلیل پویمن راجع به اشکال نظامهای بدیل138
1-3-4. پاسخ بلانشارد138
2-3-4. پاسخ پویمن به بلانشارد139
3-3-4. پاسخ لرر140
1-3-3-4. بیان کلی نظریه لرر140
4-3-4. پاسخ پویمن به لرر144
5-3-4. پاسخ بونجور148
1-5-3-4. بیان کلی نظریه بونجور148
6-3-4. پاسخ پویمن به بونجور153
4-4. مشکل گسست توجیه باور از واقعیت156
1-4-4. تقریر اول158
2-4-4. تقریر دوم160
5-4. تحلیل و ارزیابی پولاک از اشکال گسست توجیه باور از واقعیت162
1-5-4. مقدمه162
2-5-4. تحلیل و ارزیابی پولاک164
3-5-4. نظریه نهایی پولاک170
6-4. اشکال عدم لحاظ تجارب تجربی در توجیه173
7-4. تحلیل هارمان در رابطه با اشکال عدم لحاظ تجارب ادراکی در توجیه175
1-7- 4. خطوط کلی نظریه انسجام توجیه هارمان175
2-7-4. پاسخ هارمان به اشکال عدم لحاظ تجارب ادراکی در توجیه178
فصل پنجم: تحلیل و ارزیابی مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و توجیه182
1-5. مقدمه183
2-5. محل نزاع در مشکل جدایی184
3-5. دامنه مشکل جدایی190
4-5. ارزیابی مشکل جدایی در نظریه انسجام صدق و توجیه194
1-4-5. مقدمه194
2-4-5. بررسی مشکل جدایی نظریه انسجام در اشکال تعیین195
3-4-5. ارزیابی پاسخ انسجام گرایان199
4-4-5. تحلیل مشکل جدایی در خصوص حالات ذهنی غیر شناختی206
1-4-4-5. استدلالات انسجام گرایان بر عدم لحاظ حالات ذهنی غیر شناختی در توجیه208
1-1-4-4-5. استدلال اول208
2-1-4-4-5.پاسخ مبناگرایان به استدلال اول210
3-1-4-4-5. پاسخ حلی نگارنده به استدلال اول210
4-1-4-4-5. استدلال دوم212
5-1-4-4-5. راهکار هاک برای حل مشکل استدلال دوم213
6-1-4-4-5. اشکال نگارنده به راهکار هاک214
7-1-4-4-5. پاسخ مبناگرایان به استدلال دوم216
8-1-4-4-5. استدلال سوم217
9-1-4-4-5. پاسخ نگارنده به استدلال سوم218
10-1-4-4-5. پاسخ مبناگرایان به استدلال سوم219
11-1-4-4-5. استدلال چهارم222
12-1-4-4-5. پاسخ فلدمن و کونی به استدلال چهارم225
13-1-4-4-5. اشکال نگارنده به پاسخهای فلدمن و کونی227
14-1-4-4-5. تحلیل نهایی نگارنده در ارزیابی نقش حالات ذهنی غیر شناختی در توجیه و پاسخ به اشکال چهارم براساس آن230
1-14-1-4-4-5. پاسخ به اشکال چهارم بر اساس نظریه پولاک231
2-14-1-4-4-5. تحلیل مسأله و اشکال نگارنده به پولاک و مبناگرایان234
3-14-1-4-4-5. حل مشکلات توجیه باورهای ادراکی در پرتو نظریهای جدید در باب توجیه این باورها237
5-5. اشکال اصلی در مشکل جدایی در نظریههای انسجام توجیه245
6-5. ارزیابی تحلیل هارمان راجع به اشکال عدم لحاظ تجارب ادراکی246
7-5. ارزیابی تحلیل پولاک راجع به مشکل گسست توجیه باور از واقعیت248
1-7-5. اشکال گسست توجیه باور از واقعیت بر نظریه مبناگرایی253
2-7-5. اشکال نظامهای بدیل بر نظریه مبناگرایی253
8-5. ارزیابی تحلیل پویمن راجع به اشکال نظامهای بدیل254
9-5. ناکامی نظریات درون گرا از پاسخ گویی به مشکل جدایی256
10-5. حل مشکل جدایی از طریق تقریر نظریه انسجامی برون گرا در توجیه259
1-10-5. اثبات برون گرایی260
2-10-5. اثبات نظریه انسجام برون گرا268
1-2-10-5. طرد باورهای پایه268
2-2-10-5. نحوه توجیه268
11-5. ارزیابی حل مشکل جدایی از طریق تقریر نظریههای برون گرا در توجیه269
1-11-5. اشکال به نظریه انسجام برون گرا269
2-11-5. اشکال به نظریههای برون گرا برای حل مشکل جدایی271
12-5. دفاع از درون گرایی در مواجهه با مشکل جدایی273
نتیجه گیری و پیشنهادات278
مقدمه279
برخی نتایج تحقیق در مشکل جدایی279
پیشنهادات290
منابع291
واژهنامه299
مقدمه و کلیات
بیان مسأله تحقیق
موضوع معرفت شناسی « معرفت»1 است. از این رو در این علم به بررسی موضوعات و پرسشهای مرتبط با معرفت پرداخته میشود. واژه معرفت دارای سه معنا است: معرفت حاصل از آشنایی (مواجهه)،2 معرفت به چگونگی3 و معرفت گزارهای4. معرفت حاصل از آشنایی عبارت از آشنایی بی واسطه شناسا با متعلق معرفت5 از طریق تجربه کردن آن است. در این نوع معرفت ما به خودِ موضوع معرفت مستقیماً آگاهی پیدا میکنیم. با مشاهده شهری که برای اولین بار به آن رفتهایم، به آن معرفت حاصل از آشنایی پیدا میکنیم. معرفت به چگونگی عبارت از معرفت به چگونگی انجام کارهای مختلف است. ما در فارسی نوعاً برای این معنا از معرفت، واژه « بلد بودن» را به کار میبریم. وقتی میگوییم حسن میداند که چگونه باید رانندگی کرد، مراد ما از این سخن این است که وی دارای مهارت رانندگی است. از چنین آگاهی به معرفت به چگونگی یاد میکنیم. اما معرفت گزارهای آنجایی است که متعلق معرفت، گزاره6 است؛ یعنی امری که قابلیت صدق و کذب دارد. معرفت شناسا به اینکه کرج مرکز استان البرز است، از سنخ معرفت گزارهای است. معرفت شناسان معمولاً به معنای سوم معرفت میپردازند. معرفت شناسان توجیه و صدق را از شرایط لازم مهم برای معرفت گزارهای تلقی میکنند. یکی از مشهورترین نظریات برای تبیین مؤلفه صدق و توجیه 7معرفت، نظریه انسجام گرایی8 است. نظریه انسجام صدق،9 نظریهای است که صدق هر باوری را به انسجام آن با مجموعهی مشخصی از باورها میداند و بنابر نظریه انسجام توجیه،10 یک باور وقتی موجه است که عضوی از یک نظام 11 منسجم از باورها باشد و برای اینکه نظامی از باورها منسجم باشد، باید باورهایی که آن نظام از آنها تشکیل میشود، با یکدیگر منسجم باشند. به گفته برخی معرفت شناسان اصلیترین اشکالی که به این دو نظریه وارد گردیده است، مشکل جدایی است. میتوان از این اشکال تقریرهای مختلفی بدست داد، اما کانون اصلی این اشکال بر این ایده استوار است که اگر صدق و توجیه یک باور صرفاً تابعی از انسجام آن باور با سایر باورها گردد، ارتباط توجیهی باور با واقعیت از بین میرود. عنوان مشکل جدایی را بر مجموعهای از اشکالات که ناشی و از لوازم این ایده هستند، اطلاق کردهایم.
در این پایاننامه کوشش میشود پس از بررسی جوانب مختلفِ مشکل جدایی در نظریات انسجام صدق و توجیه، نسبت این مشکل را به این نظریات ارزیابی کرده و در مورد صحت و سقم آن داروی کند. در این تحقیق سعی بر این است که نشان داده شود که آیا راه برون رفتی برای این نظریه در مواجهه با این اشکال وجود دارد یا نه. البته با توجه به اینکه نظریه انسجام صدق، نظریه مقبولی میان معرفت شناسان معاصر – حتی آنان که به این نظریه در باب توجیه قائل هستند – نیست، به این مشکل معرفت شناسان آنچنانکه باید و شاید در این نظریه نپرداختهاند، از این رو تحلیل این مشکل در نظریه انسجام صدق نیاز به بررسی از ناحیه فیلسوف خاصی ندارد. لذا سعی میکنیم راجع به این مشکل اصلیترین نقض و ابرامها را بررسی کنیم. اما از آنجا که نظریه انسجام گرایی از مهمترین نظریات در ساختار توجیه است، نقض و ابرامهای متعددی راجع به این مشکل در میان معرفت شناسان در این نظریه مطرح گردیده است. ما این مشکل را در توجیه از منظر پویمن12، پولاک13 و هارمان14 بررسی خواهیم کرد.15 هر کدام از این سه فیلسوف، کانون توجه خویش را معطوف به تقریر خاصی از مشکل جدایی در توجیه کردهاند که به آنها خواهیم پرداخت.
اهمیت موضوع
معرفت شناسی یکی از مهمترین و بنیادیترین شاخههای فلسفه است. تأثیر مباحث معرفت شناسی نه تنها بر دیگر شاخههای فلسفه، بلکه بر کل معارف بشری است. این پایاننامه به بحث راجع به دو مؤلفه اصلی « معرفت» میپردازد. هدف اصلی این پژوهش گشودن دریچههای جدید نظریات معرفت شناسی معاصر و عرضه دقیق آن برای آشنایی بیش از پیش فارسی زبانان با گفتمان معرفت شناسی معاصر است. تحقیق عمیقی راجع به این نظریه در باب مشکلی جدایی صورت نگرفته است و جای طرح آن در ادبیات فلسفی کشور ما خالی میباشد. هدف اصلی نگارنده ارائه و ارزیابی این مشکل در نظریههای انسجام صدق و توجیه است.
پرسش اصلی تحقیق
آیا نظریههای انسجام صدق و توجیه ضرورتاً با مسأله و مشکل جدایی مواجه میشوند یا نه؟ و در صورت مواجه چگونه این نظریهها میتوانند بر این مشکل فائق آیند؟
پرسشهای فرعی تحقیق
1. تقریرهای مختلف مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و توجیه کدامند؟
2. تحلیل و راه حل انسجام گرایان در صدق درباره مشکل جدایی چیست؟
3. تحلیل و ارزیابی پویمن، پولاک و هارمان درباره مشکل جدایی در نظریه انسجام توجیه چیست؟
4. با توجه به نکات قوت و ضعف تحلیلهای صورت گرفته در مشکل جدایی، ارزیابی نهایی از این مشکل چه میباشد؟
فرضیههای تحقیق
1- مهمترین اشکال در مشکل جدایی، گسست باور با واقعیت است و بسیاری از اشکالات دیگر ناشی از لوازم این گسست اند.
2- محل اصلی نزاع در مشکل جدایی، باید نظریه انسجام توجیه باشد و دامنهی این مشکل اعم از آن چیزی است که معرفت شناسان نوعاً پیرامون آن بحث کردهاند.
3- پاسخ انسجام گرایان در صدق و توجیه به مشکل جدایی در خصوص حالات ذهنی غیر شناختی ناتمام است. لذا این اشکال بخصوصه به نظریههای انسجام صدق و توجیه در مورد باورهای حاصل از این حالات وارد میگردد. هرچند توجیه مبناگرایان نیز در خصوص این باورها ناتمام است. با ارائه دیدگاهی جدید میتوان معضل توجیهی این باورها را حل نمود.
4- پاسخ پولاک و هارمان به مشکل جدایی راه به جایی نمیبرد. ایراد این اشکال صرفاً به انسجام گرایان از جانب پویمن نیز درست نیست.
5- درحقیقت مشکل جدایی ناشی از درون گرایی در توجیه است؛ لذا این مشکل در اکثر تقریرهایش به نحو یکسان هم بر نظریههای مبناگرایی و انسجام گرایی در توجیه و هم به خود مستشکلان در نظریه مطابقت در صدق وارد است.
6- برون گرایان به این موضوع نپرداخته اند یا اصلاً دشواری این مشکل برایشان مطرح نمیگردد. اما میتوان گفت که در حقیقت نظر ایشان پاسخ این مشکل نمیتواند تلقی شود؛ لذا حتی اگر تقریر برون گرایی از نظریه انسجام ارائه شود، نمیتواند در حقیقت پاسخ این مشکل از رهگذر آن ارائه شود.
7- میتوان از نظریات درون گرا در مقابل مشکل جدایی دفاع کرد. ایشان شاهد خوبی برای ارتباط توجیهی باورهای خویش با واقعیت خارج در مقابل بدیل های شکاکانه دیگر مفروض دارند، هرچند این ارتباط یقینی نیست.
روش تحقیق
این تحقیق از نوع تحقیقات تحلیلی- توصیفی است. برای این تحقیق ابتدا از منابع مختلف فیش برداری کردهایم و سپس پس از جمع آوری نظریات مختلف در این موضوع به تنظیم و دسته بندی مطالب پرداختیم تا تصویری دقیق از موضوع مورد بحث ارائه دهیم. در نهایت با روش تحلیل منطقی به ارزیابی دیدگاههای مختلف پرداختیم. همت اصلی نگارنده در این پایاننامه – چه در ارائه دیدگاههای مختلف و چه در ارزیابی آنها- بر این بوده است که معیار دقت، وضوح و استدلال که ویژگی بارز فلسفه تحلیلی میباشند را رعایت کند.
پیشینه مسأله
از زمان طرح نظریه انسجام گرایی تاکنون نقض و ابرامهای گوناگونی راجع به این نظریه در کتابها و مجلات معتبر بین المللی صورت پذیرفته است وحتی اکنون نیز هنوز این گفتمان ادامه دارد. البته کانون توجه معرفت شناسان بیشتر بر نظریه انسجام توجیه است. اما متأسفانه در ادبیات فلسفی زبان فارسی، اثری مستقل راجع به این نظریه را نمییابیم. تنها اثری که در باب این مسئله در زبان فارسی وجود دارد، رساله دکتری به نام « ارزیابی و نقد نظریه هماهنگی حقیقت» است که از جانب دکتر مرتضی فتحی زاده در دانشگاه تربیت مدرس در دوره دکتری دفاع شده است. هرچند این رساله با توجه به عنوانش باید در مورد نظریه انسجام صدق باشد، اما این رساله بحث خاصی راجع به نظریه انسجام صدق ندارد و بالتبع بحثی راجع به مشکل جدایی در نظریه انسجام صدق در این رساله صورت نگرفته است. اما چند صفحه گزارش از مشکل جدایی در نظریههای انسجام توجیه در این رساله مطرح شده است. بنابراین تحقیق پیرامون مشکل جدایی در زبان فارسی بحثی جدید است.
نگاهی گذارا به تحقیق پیش رو
به طور کلی تحقیق پیش رو از پنج فصل و یک نتیجه گیری تشکیل شده است.
فصل اول پایان نامه، در پی ارائه تصویری دقیق از نظریه انسجام صدق است. در ابتدای این فصل، مسائلی که برای ورود به مسئله صدق، مورد نیاز است را بیان کردیم. در این فصل مشاهده میکنیم که این نظریه دارای تقریرهای مختلفی است که برخی از آنها از دقت زیادی برخوردار اند که حائز اهمیت هستند. در فصل دوم، در ابتدا به تبیین مفهوم توجیه معرفتی، به جهت نقش محوری این مفهوم در تحلیل و ارزیابی مشکل جدایی، میپردازیم. سپس گزارشی از نظریه انسجام گرایی در توجیه ارائه میکنیم. در نهایت با ذکر رده بندی از نظریات انسجام گرایی توجیه، به این فصل خاتمه میدهیم. در فصل سوم به بررسی اشکالات متعددی که از ناحیه مشکل جدایی بر نظریههای انسجام صدق، وارد گردیده است، میپردازیم. در ارائه این اشکالات نشان میدهیم که همهی آنها مشکل گسست باور از واقعیت را مستقیم یا غیر مستقیم در اشکالشان مفروض گرفتهاند. به نظر اصلیترین اشکال در میان این اشکالات، اشکال تعیین باشد. در فصل چهارم، به بیان تحلیلی مشکل جدایی در نظریههای انسجام توجیه میپردازیم. در این فصل اصلیترین تقریرهای راجع به این مشکل یعنی اشکال نظامهای بدیل، اشکال گسست توجیهی باور از واقعیت و عدم لحاظ تجارب ادراکی در توجیه را، بر اساس تحلیل پویمن، پولاک و هارمان بیان میکنیم. در فصل پنجم به ارزیابی و تحلیل مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و توجیه با توجه به اشکال و پاسخهای مطرح شده و نیز پیش فرض های آن خواهیم پرداخت. این فصل، مهمترین فصل پایاننامه است. در نتیجه گیری، با توجه به تحلیلی که در فصل پنجم صورت گرفت، برخی از نتایج این تحقیق ذکر میگردد و علاوه بر اثبات فرضیههای نگارنده، پاسخ به پرسش اصلی پایاننامه نیز داده میشود.
بخش اول: نظریه انسجام صدق و توجیه
فصل اول: نظریه انسجام صدق
1-1. مقدمه
در این فصل سعی میکنیم، نظریه انسجام صدق را به طور کلی معرفی کنیم. در ابتدا امور کلی که برای ورود به هر نظریه صدقی لازم است، برای روشنی بحث از صدق و بدست دادن مقدماتِ طرح نظریه انسجام صدق بیان میداریم. هدف اصلی این فصل فرآهم آوری مقدمات فهم عمیق از مشکل جدایی در نظریههای انسجام صدق و پاسخهای انسجام گرایان به این اشکال است که در فصل سوم مطرح میگردد .
1-1-1. جغرافیای مسئله صدق
بحث از صدق یکی از مهیج ترین، پر دامنهترین و چالش انگیزترین، بحث ها در میان فیلسوفان است که سابقهی بحث از آن، به فیلسوفان باستان میرسد. این بحث در مرکز بنیادینترین شاخههای فلسفی قرار دارد و ثمرات این بحث سایه بر کل شاخههای فلسفه و از این طریق بر کل معرفت بشری میافکند. در نظر اول، معنای صدق بسیار بدیهی به نظر میرسد: وقتی شاهد در جلسه دادگاه قسم میخورد که آنچه حقیقت دارد و آنچه صادق است را بگوید همه در آن جلسه میدانند که مراد از صدق چیست؛ اما وقتی وارد دالانهای پر پیچ و خم فلسفی این موضوع میشویم، میبینیم که دیگر نمیتوانیم به سادگی از آن عبور کنیم. البته ممکن است بسیار ساده از کنار این بحث با گفتن اینکه واضح است صدق مطابقت با واقع است، بگذریم اما نتوانیم مراد خویش را از آن روشن کنیم و مشکلات این نظریه را حل کنیم. اما وقتی شجاعانه به آن ورود میکنیم، با صرف نظر از اینکه به چه نظری در باب صدق برسیم، نفس همین دخول، به منزله « صادقانه» عمل کردن در باب صدق است.
شاید بتوانیم به خاطر پیچیدگی این بحث به تعبیر لانچ بگوییم که ماهیت صدق مثل یک راز است. شاید از علل پیچیدگی فهم معنا و ماهیت صدق، انتزاعی بودن این مفهوم و نحوه دسترسی ما به آن است. ما به ماهیت یک شی مادی راحتتر از مفهوم صدق پی میبریم؛ چرا که آن مستقل از ما بوده و میتوانیم آن را مورد آزمایش و کاوش خویش قرار دهیم. دانشمندان با ابزارآلات خویش، و صفاتی که از شی مادی به دست آوردهاند، میتوانند فهم خوبی از آن شی پیدا کنند و حتی میتوانند کم کم با کنار زدن پردهی ویژگیهای آن، به ماهیت آن پی برند؛ اما مفاهیم عقلی این چنین نیستند و دسترسی ما به آنها، فقط از طریق مفهوم آنها است. ( Lynch, 2001, p 1)16 به هر حال، ما برای اینکه موضوع بحثمان مشخص شود، لازم است که حوزه مورد بحث خود را مشخص کنیم. در ذیل این کار را انجام خواهیم داد.
2-1-1. تفکیک مسائل در باب صدق
پیش از آغاز بررسی اینکه فیلسوفان چه نظری راجع به بحث صدق دارند، باید حوزههای بررسی آنها را به خوبی واکاویم و آنچه مقصود بحث ما از نظریه انسجام صدق است، مشخص کنیم. البته برخی فیلسوفان، چون آلستون با وقوف به اینکه این واژه در زبانهای گوناگون کاربردهای مختلفی دارد، باز ادعا کردهاند که معنای صدق روشن و بدیهی میباشد.17 این مفهوم، چنان برای معرفت بشری پایهای و بنیادی است، که حتی در نظریه پردازی برای این نظریه به خودش توسل جسته میشود؛ زیرا هر نظریه صدقی میخواهد بگوید که این نظر در مورد ماهیت صدق، صادق است. اما به هرحال، باید مرادمان را از این واژه روشن کنیم که به مغالطه اشتراک لفظی دچار نشویم؛ چرا که این واژه خود دارای ابهام بوده و دارای استعمالات مختلفی است. آنچه مورد نظر فیلسوفان در بحث از صدق است، آن کاربردی از صدق است که به عنوان وصف گزاره به کار میرود ؛ اما گاهی ما میگوییم « دوستان صادقی دارم» در اینجا صدق وصف فرد قرار گرفته است. در بحث ما از ماهیت صدق، این معنا از صدق مراد نیست. پس مراد ما از صدق، به عنوان وصفی برای گزارهها است.
حال گاهی ما بحثمان این است که چه چیزی صادق است؛ مثل وقتی که از دوستمان میپرسیم: حقیقتِ ماجرای دیروز چیست؟ در اینجا از وی میخواهیم آنچه حقیقت است بر ما بگوید؛ یعنی چیزی را که صادق است بر ما بگوید که هر چیزی میتواند باشد، اما گاهی میپرسیم که خودِ صدق چیست؟ یعنی به دنبال فهم مفهوم و ماهیت خود صدق میباشیم. توجه فیلسوفانِ معطوف به این پرسش است. اما اینکه چه چیزی صادق است، پرسشی است که مورد واکاوی دانشمندانِ حوزههای مختلف قرار میگیرد.
اما باز میتوان تفکیک اساسیتری را مطرح نمود. وقتی میپرسیم« صدق چیست؟» گاهی مراد ما از ماهیت صدق، با معیار صدق خلط میشود، لذا ما باید بین معیار صدق و ماهیت صدق تفکیک قائل بشویم تا بین این دو خلط نکنیم. (Haack, 1978, p 88 ) بسیاری از فیلسوفان به این تفکیک توجه کردهاند. واکاوی ما در مفهوم و ماهیت صدق، فقط معطوف به خود این مفهوم است؛ اما ما در معیار صدق، به دنبال ویژگیها و ملاکهایی هستیم که با یاری آنها بفهمیم که فلان چیزی که حامل صدق18 است (مثل گزاره،19 یا جمله) آیا صادق است یا نه؟ به تعبیر دیگر شرایط صدق آن چیست؟ به بیان دیگر، مفهوم صدق غیر از راههای احرازِ صدق است. مثال پوپر20 در اینجا راهگشا است. ایشان میگوید که ما وقتی از گوشت سالم و گوشت فاسد دم میزنیم برایمان روشن است که مفهوم این دو چیست، هرچند ممکن است که حداقل در برخی موارد، ندانیم که این دو گونه گوشت را چگونه از هم مشخص سازیم یعنی اینجا برای تمییز گوشت سالم از گوشت فاسد « معیاری» نداریم. ( پوپر، 1369، ص 1277) اما مفهوم این دو برای ما مشخص است، پس مفهوم یک ماهیت، غیر از شناخت راههای احراز آن است.
بحث تفیکیک معیار صدق از ماهیت صدق بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که مثلاً ممکن است برخی نظریهای را که مربوط به معیار صدق میباشد، را به عنوان نظریهای برای ماهیت صدق تلقی کنند؛ مثلاً راسل 21پراگماتیستها را متهم میکند که ایشان بین معیار صدق و ماهیت صدق خلط کردهاند یا مثلاً تارسکی22 ادعا دارد که نظریهاش راجع به ماهیت صدق است و ادعای ارائه نظریه در باب معیار صدق را ندارد، اما با این وجود، برخی چون، مکی23 نظریه تارسکی را معیاری برای صدق تلقی میکنند. ( Haack, 1978, pp 88-89 ) تفکیک کامل این دو از هم بسیار مشکل است و شاید اساساً کسی بگوید علت اینکه ما بحث از چیستی صدق میکنیم این نیست که بخواهیم به صرف معنای آن پی ببریم، بلکه هدف اصلی ما دست یابی به راهکارهایی برای تمییز صدق و کذب گزارهها است و این نیز بدون توجه به معیار صدق، عملاً امکانپذیر نیست.
این تفکیک در نظریه انسجام صدق از دو جهت حائز اهمیت بیشتری است؛ چرا که اولاً ممکن است که این تفکیک این پرسش را رقم بزند که آیا نظریه انسجام و نظریه مطابقت دو نظریه رقیب یکدیگرند؟ بدین نحو که باید از میان این دو نظریه یکی را انتخاب کنیم، یا اینکه نه این دو نظریه مکمل هم میباشند به این گونه که بگوییم که نظریه انسجام صدق، صرفاً معیاری برای ماهیت صدق است، اما آنچه ماهیت صدق را تشکیل میدهد، نظریه مطابقت است. این بحث حتی میان خود نظریه پردازان انسجام گرایی مطرح شده است. (ibid, p 89) جهت دوم این است که شاید فردی از راه تشخیص معیار صدق، نقب به کشف معنا و ماهیت صدق بزند. در ذیل خواهیم دید که برخی انسجام گرایان صدق، به چنین شیوهای تمسک جستهاند.
حال – باتوجه به آنچه گفتیم- آنچه در این بحث از صدق مد نظر ما هست، صدق به عنوان وصفی برای گزاره، یعنی معرفت گزارهای است و روشن است که بحث ما در پی بررسی ماهیت صدق است.
3-1-1. حوزههای مرتبط با مسئله صدق
مسئله صدق قلمروی گستردهای در میان شاخههای فلسفی دارد. اگر بگوییم که بنیادیترین شاخههای فلسفی با آن سرو کار دارند و مسئله صدق، همانند شاهراهی است که آنان را به هم پیوند میزند، گزافه نگفتیم. در اینجا آنچه مد نظر ما در بحث از صدق است، در معرفت شناسی هست؛ چرا که همان طور که خاطر نشان کردیم در تحلیل معرفت، شرط صدق را یکی از اجزای اصلی معرفت می دانند. بنابراین شرط، شخص S، گزاره P را میشناسد، اگر گزاره P ، گزارهای صادق باشد. بر اساس این شرط، معرفت هرگز نمیتواند کاذب باشد. اما این سخن به این معنا نیست، که صدق فقط در گستره معرفت شناسی بحث میشود. فیلسوفان در بحث از موضوعات مختلف، پرسش از چیستی صدق را مطرح میکنند و همین امر سبب پیوند آنها با یکدیگر شده است. برخی فیلسوفان آنچه برایشان اهمیت دارد، این است که چگونه ما به صدق، توجیه یا معرفت دست مییابیم ، برخی دیگر کنجکاواند که ارتباط صدق با معنای زبانی بدانند و برخی دیگر علاقه مند هستند که ارتباط بین صدق و منطق را کشف کنند.
به عبارتی میتوان گفت که اگرچه بحث از صدق از مفاهیم بنیادی در منطق است – چرا که در بحث از استدلال که از مهمترین بحث ها در منطق است، میگوییم: استنتاج نتیجهای مانند الف از مقدمههایی مانند ب و پ و ج معتبراست، اگر و تنها اگر، چنانچه مقدمههای ب و پ و ج صادق باشند، نتیجه الف نیز ضرورتاً صادق باشد اما آنچه عهده دار نظریه پردازی در باب ماهیت صدق است، فلسفه منطق24 هست. البته به تعبیر هاک، بحث صدق به اندازهای که برای فلسفه منطق مهم است، در معرفت شناسی نیز مهم است. شاخهی دیگری از فلسفه که به بررسی نظریات صدق میپردازد، منطق فلسفی25 است. فلسفه زبان26 نیز امروزه به یکی از زمینههای نظریه پردازی در باب صدق تبدیل شده است. ( شمس، 1387، صص 101-102)
آنچه معطوف نظر ما در شاخههای فلسفی است و صدق را از آن جهت مطمح نظر خواهیم قرار داد، معرفت شناسی است.
4-1-1. جایگاه نظریه انسجام در هندسه نظریات صدق
شاید اندکی غریب به نظر برسد که چرا اشاره به جایگاه این نظریه در میان نظریات دیگر صدق در اینجا لازم است، اما با این وجود، این اشاره به نظر موجه میآید؛ چرا که با این اشاره ما پیش فرض های نظریه انسجام و نظریه اصلی رقیب او، مطابقت، را میشناسیم. گاهی یک نظریه را نقد/ اثبات میکنیم، بدین صورت که نشان میدهیم مثلاً نظریه مطابقت یا انسجام به فلان دلیل و بهمان دلیل شروط لازم و کافی صدق را ندارند/ دارند؛ اما گاهی نقد ما به خودِ آن نظریه، معطوف نمیگردد بلکه به مبانی و پیش فرض های آن نظریه مرتبط میگردد. به عبارت دیگر گاهی ما میآییم به یک کاخ نگاه میکنیم و میگوییم ، این کاخ چقدر زیبا، وسیع و… است و برای خرید آن بسیار قیمت هنگفتی پرداخت میکنیم، اما گاهی نگاهمان از نگاه درونی فراترمیرود و از منظر و سطحی بالاتر به آن کاخ نگاه میکنیم و با این نظر توجهمان معطوف به این میگردد که این کاخ بر روی جزیرهای بنا شده است که آن جزیره در حال فرو رفتن در آب است. لذا با علم به اینکه این کاخ تا چند سال دیگر در زیر آب خواهد بود هیچ وقت به خرید آن اقدام نخواهیم کرد یا شاید مثال بهتر این باشد که بگوییم ما اتومبیلی را میخریم وخود را مالک آن میانگاریم، اما در همان لحظه با صدای دوستمان از خواب بلند میشویم، آن وقت دیگر خود را مالک نمیدانیم، زیرا اگرچه خود را مالک آن اتومبیل دیده بودیم اما پیش فرض هایی داشتیم که حتی خود از آن خبر نداشیم و تا وقتی با آن مواجه نشدیم، خطای حکم خود را نمیدانستیم. حال به نظر میرسد که در همهی احکام بشری حتی بدیهیات توجه به این پیش فرض ها، ضروری است و اگر ما بخواهیم یک نظری را صائب بدانیم باید همهی پیش فرض های آن را توجیه کرده باشیم. حال در بحث ما نظریههایی مثل مطابقت و انسجام و… هم حتی دارای پیش فرض هایی در همین ماهیت صدق بودنشان ( علاوه بر پیش فرض های معرفتی دیگر) دارند که باید در مرتبه نخست، نقض و ابرامهایی که از ناحیه خود این پیش فرضها بدانها شده است را حل بکنند تا بتوانند در مرحلهی بعد، به اشکالات درونی خود بپردازند تا اگر توانستند به آنها پاسخ بدهند، به عنوان نظریهای درست تلقی شوند؛ مثلاً اگر متفکری آمد ثابت کرد و یا احتمال این را مطرح کرد که امکان ندارد که صدق ماهیت داشته باشد، آن وقت دیگر زحمت رد یا نشان دادن نقص درونی نظریه انسجام یا مطابقت را به خود نمیدهد؛ چرا که از اساس با آنها مخالف است و پنبهی بطلانشان را زده است و اگر آن متفکر انسجام گرا و یا مطابقت گرا پیش فرض های خویش را حل نکرد، نمیتواند دم از صحت نظریه خود بزند. البته در این پایاننامه ما به هیچ وجه دخول در این پیش فرضها نمیکنیم، و فقط به نظریه انسجام صدق، آن هم فقط به مشکل جدایی آن توجه خواهیم کرد، اما توجه به این نکته مذکور ضروری به نظر میرسد و شایسته است که محققین و نظریه پردازان به این امر نیز در بحث از ماهیت صدق27 توجه کنند؛ از این رو اشاره به جایگاه این نظریات در میان نظریات صدق میکنم.
با توجه به این مقدمه، برای آغاز بحث از مفهوم صدق، اولاً باید به دو پرسش اصلی بپردازیم: اول اینکه آیا صدق ماهیت28 دارد یا نه؟ و دوم اینکه اگر ماهیتی دارد، آن چگونه ماهیتی است؟ پاسخهای گوناگون به این پرسش، سبب ایجاد دو دسته نظریات در باب صدق شده است. تفکر سنتی غالب این بوده است که صدق ماهیت دارد و از این رو بحث متقدمان معطوف به نوع این ماهیت، بوده است. نظریههایی که چنین فرضی در بحث از صدق دارند، نظریههای مستحکم/ قوی29 نام دارند؛ چرا که این نظریات فرض میگیرند که صدق دارای یک ویژگی جوهری و نفسی است. حال خود این سنخ نظریهها با چنین سؤالاتی درگیر میباشند: آیا صدق یک امر مطلق است؟ یا اینکه همهی صدق ها به نحوی یا برخی از آنها نسبی هستند؟ اگر گزارههای صادق با جهان خارج در ارتباط اند، این ارتباط به چه گونهای است؟
آیا صدق همهی گزارهها قابل تحقیق تجربی است؟ آیا امکان دارد که بهترین نظریهی ما در باب صدق نیز کاذب از کار دربیاید؟ و… . به طور خلاصه همه این سنخ نظریهها ، با عینیت صدق در ارتباط اند و از این رو مسئله عمدهی این نظریهها، رئالیسم است. (Lynch, 2001, pp 3-5)
لانچ میگوید اما عدهای زیادی از فیلسوفان معاصر، تأکید بر اهمیت این پرسش کردهاند که اصلاً آیا صدق ماهیتی دارد که ما در پی تبیین آن و منازعات متفرع بر آن باشیم یا نه؟. در آغاز قرن اخیر، فرو کاهش گرا 30 ها وجود ماهیتی برای صدق را انکار کردند. ایشان میگویند یک ویژگی مستحکم و جوهریِ نشکنی وجود ندارد که همهی گزارهایی که ما صادق میانگاریم را در بربگیرد؛ لذا 31در نتیجه قائل شدند به اینکه صدق، بیان یک ویژگی و خاصهای نیست بلکه با این واژه ما کارکرد خاصی را تحقق میبخشیم. به تعبیر متفاوت تر میتوانیم بگوییم که قائلان به نظریههای مستحکم، استدلال میکنند که رازهای مختلف صدق نیاز به یک تبیین متافیزیکی جوهری دارند؛ اما در مقابل، قائلان به نظریههای فروکاهشی، معتقدند که چنین تبیینی اصلاً نیاز نیست، از منظر ایشان این رازهای ادعایی در باب صدق، نباید تبیین شوند بلکه فقط باید این رازهای ادعایی، روشن شوند.
شکل 1: چگونگی پاسخ نظریات مختلف به ماهیت صدق و جایگاهی که در آنجا پاسخهایشان را میدهند، آنها را در زنجیره نظریات فروکاهشی – مستحکم، قرار می دهد. ( Lynch, 2001, p 4)
اگرچه تمییزی که ما در میان منازعات رئالیسمی با منازعات نظریههای فروکاهشی قراردادیم، به کار میآید، اما نباید فرض کنیم که کار به همین آسانی است؛ چرا که بسیاری از نظریه پردازان در هر دوحوزه، قائل به رئالیسم هستند. به علاوه برخی نظریه پردازان قائل اند که هیچ کدام از این دو گروه، برحق نیستند. اگر نظر ایشان درست باشد، آنگاه ما باید شیوه و تقسیم بندی دیگری برای تفکر در این مفهوم پیچیده پیدا کنیم. (ibid)
از میان این نظریات، آنچه مورد بحث پایاننامه ما است، بررسی نظریه انسجام صدق، آن هم نه در تمامی ابعاد آن، بلکه از حیث مشکل جدایی واقعیت با باور که عموماً گمان میرود در این نظریه، حاصل شده است، هست .این مشکل را از منظر تقریرهای مختلف این اشکال، بررسی خواهیم کرد؛ اما از آنجا که این نظریه، رقیب با سابقهی نظریه مطابقت بوده و فرض بر این است که در نظریه مطابقت جدایی واقعیت با باور مطرح نیست، اما این نظریه دچار آن است، ناگزیرم که اشارهای کوتاه فقط، به خطوط کلی این نظریه بکنم تا مشکلی که فرض میشود که در نظریه مطابقت نبوده، اما در نظریه انسجام ما دچار آن شدهایم، روشنتر گردد. البته صرف نظر از نیاز، اشاره به این نظریه، خود نظریه انسجام صدق را برای ما مبیَّنتر میگرداند، از آنجا که نظریه انسجام، در حقیقت در پی سلب آن چیزی است که نظریه مطابقت صدق میگوید.
5-1-1. نظریه مطابقت صدق
این نظریه از با سابقه ترین نظریهها در باب صدق است. این نظریه شاید32 اولین بار توسط ارسطو33 مطرح شده است. 34 به هرحال این نظریه دیدگاهی است که راسل و مور35 در قرن بیستم از آن دفاع میکردند. اگر یک صورت بندی کلی از این نظریه بخواهیم بیان کنیم باید بگوییم که:
گزاره P، گزارهای صادق است، اگر و تنها اگر گزاره P مطابق با واقع باشد.
این نظریه اگرچه شاید بهترین دلیل بر آن بداهت اش است؛ اما برخی فیلسوفان که نگاه ژرف تری از فهم عرفی به مسائل فلسفی داشتهاند، از این بداهت، به دلیل اشکالات متعدد و پیش فرضهای گوناگونی که اثبات آن برای این نظریه دشوار به نظر میرسد، دست برداشتهاند که منجر به طرح نظریه انسجام گرایی و نظریات رقیب دیگر از جانب ایشان شد. اما با این وجود، این نظریه هنوز طرفداران بسیاری دارد. به هرحال این نظریه نوعاً به نظریاتی که قائل اند صدق عبارت از ارتباطی با واقعیت است، گفته میشود؛ به این گونه که صدق یک ویژگی ارتباطی است که متضمن یک نسبت مشخص با یک بخشی از واقعیت است. پس همچنانکه روشن شد این نظریه پیش فرض وجود جهان و واقعیتی فراسوی باور را دارد که باورهای ما در ارتباط با آنها هستند و باور ما غیر از آن واقعیت است و اگر باورهای ما با آن واقعیتها مطابق باشند، صادق اند، اما اگر چنین تطابقی نباشد، باورهای ما کاذب اند. پس این نظریه ، صدق را به فراسوی باور پیوند میزند، اما در نقطه مقابل این نظریه، نظریه انسجام گرایی، است که صدق را به نفس باورها پیوند میزند. حال مشکلات متعددی که دامن گیر نظریه مطابقت بوده از جانب این پیش فرضهاست و اینکه چگونه بین دو امر که با هم جدایی و گسست دارند، یعنی باور و واقعیت، که دو امر ناهمگون اند، ارتباط برقرار میگردد؟ و اساساً در اینجا خود کلمه مطابقت و مراد از آن دچار ابهام است؛ چرا که مطابقت در گونههای مختلف گزارهها- تجربی، ریاضی، منطقی و…- مسلماً به یک معنای واحد نمیتواند باشد. به هر حال همین اشکالات سبب شد که نظریات دیگری همچون نظریه انسجام گرایی به وجود بیاید. نظریات مطابقت به خاطر اختلافاتی که در نحوهی ارتباط مناسب بین باور و واقعیت که برای صدق قضیه لازم است، دارند و نیز به دلیل پاسخی که به مراد از واقعیت میدهند، به خانوادهای از نظریات مختلف تقسیم شدهاند36. جالب است متذکر شوم که آنقدر این مسئله مشکل زا شده است که حتی متفکران مسلمان که در جواب به بسیاری از مشکلات معرفت شناختی به بداهتشان اکتفا کردهاند، در این مسئله ساکت نشنستهاند و التفاتشان به اشکالات متعدد سبب شده است که مثلاً در مراد از واقعیت، به نظریات متعددی انشعاب پیدا کنند.37
2-1. نظریه انسجام صدق
1-2-1. مقدمه
به این نظریه در این نیم قرن اخیر ، آنچنانکه شایسته آن است حتی در میان متفکران غربی نیز پرداخته نشده است. شاید علت اصلی عدم توجه به این نظریه، این است که این نظریه خلاف شهود ارتکازی ما از صدق است. اما چشم پوشی از این نظر که به قول واکر38 فیلسوفان بزرگ معاصری همچون کواین39، دیویدسن40 و پاتنم41 ( و بنا بر تفسیر معقول و موجه ای) ویتگنشتاین42 از آن دفاع کردهاند، روا نیست. (Walker, 2001, p 123) البته تفاوتهای اساسی میان این فیلسوفان معاصر و انسجام گرایان قرن پیش وجود دارد و حتی میان خود این فیلسوفان نیز اختلافات چشمگیری وجود دارد؛ لذا بهتر است ما به جای تعبیر نظریه انسجام صدق،43 تعبیر نظریههای انسجام صدق را به کار بریم و اشکالات وارد بر نظریه انسجام را در تقریرهای مختلف ارزیابی کنیم؛ چرا که از حیث دقت تفاوت فاحشی بین برخی از این تقریرها است. با در نظرگرفتن تقریرهای مختلف به صورت جداگانه، میتوانیم صحت و سقم تقریرهای مختلف از این نظریه را در مقابل اشکالات مطرح شده، بهتر ارزیابی کنیم اما با وجود این، به نظر میرسد که انگیزههای بسیار جدیای که منجر به ارائه نظریهی انسجام با تقریرهای مختلف آن شدند، بسیار مشابه هم هستند. لذا ما به وجه تمایز اصلی این نظریهها اشاره خواهیم کرد.
این نظریه به همراه نظریه مطابقت از سابقه دار ترین نظریهها در باب صدق است. اگر بخواهیم به اولین فیلسوفانی که رگههای نظریه انسجام از بیانات آنان نشأت گرفته است، اشاره کنیم، باید بگوییم که این نظریه ویژگی نظامهای متافیزیکی عقل گرایان سیتسم ساز ِبزرگی همچون اسپینوزا44، لایب نیتس45، هگل46 و برادلی47 میباشد. ( White, 1972, p 130) به نظر میرسد48 در میان ایشان نیز اولین بیانات از آن اسپینوزا باشد49 حتی در مورد امانوئل کانت50، کمپ اسمیت از شارحان بزرگ وی، معتقد است با اینکه واژه انسجام در آثار کانت موجود نیست ولی با این حال میتوان وی را بنیانگذار واقعی این نظریه دانست.51 به هر حال، این فیلسوفان آگاهانه یا نا آگاهانه به پی ریزی دامنههای این بحث دامن زدهاند. پس از ایشان نیز تنی چند از پوزیتیوستهای منطقی که نمونهی شاخص ایشان همپل52 و نویرات53 بود، تحت تأثیر نظامهای ریاضیات محض و فیزیک نظری یشان به این نظریه روی



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید