دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد
پروژه تحقيقاتی كارشناسي رشته علوم قرآنی
موضوع:
راهکارهای عملی تهذیب نفس در قرآن و نهج البلاغ

استاد راهنما:
دکتر مجتبی نوروزی

نگارنده:
نرجس قاسمی
خرداد ماه 1394

تقدیم به

امام خوبیها و مهربانیها
حضرت علی بن موسی الرضا (ع)

تقدیر و تشکر

با تقدیر و تشکر از عنایات خداوند منّان و توجهات استاد بزرگوار آقای دکتر نوروزی و زحمات پدر ومادر عزیزم و یاری همسر مهربانم

چکیده
يكى از مقاصد و اهداف قرآن فراخواندن به تهذیب نفس است، كه رستگارى انسان در دنيا و آخرت جز به وسيله آن ممكن نيست. نفس انسان مستعدّ آن است كه دنبال فسق و فجور برود و خود را پليد و آلوده گرداند. در عين حال، استعداد تقوا و پرهيزكارى را نيز دارد و مى‏تواند كه آنرا تهذیب كند و پاكيزه گرداند. اين مسئوليت انسان است كه با استفاده از عقل و اراده خويش يكى از آن دو راه را انتخاب كند: یا راه پاكى و رشد و تعالى، يا بيراهه آلودگى و ركود و عقب‏ماندگى.
بايد دانست كه تهذیب جز به فضل و توفيق خداوند ميسر نمى‏شود؛ اما در عين حال، به تلاش انسان احتياج دارد؛ تحقّق اين هدف مشروط به جهاد و كوشش فراوان است؛ برای همین در پژوهش حاضر به بیان راهکارهای عملی تهذیب نفس از منظر قرآن و نهج البلاغه پرداخته شده است. پژوهش حاضر به بیان راهکارهایی برای تهذیب نفس در دو منبع مهم دینی یعنی قرآن و نهج البلاغه میپردازد. هدف این بوده که با بیان این موارد از این دو کتاب ارزشمند باعث خودسازی بهتر انسان شود.
از مهمترین نتایجی که از این پژوهش به دست آمده این است که برای قدم گذاشتن در این راه ابتدا انسان باید در خود مقدماتی را فراهم کند و مراحلی را طی کند، ازجمله تخلیه، تحلیه، تجلیه و … عواملی نیز بر این راه تأثیر دارد مانند: توفیق الهی، رهبران شایسته.
در قرآن به راهکارهای بسیاری برای تهدیب اشاره شده که مهمترین آن‌ها تقوی، نماز، شب زنده‌داری، ذکر و … می‌باشند. در کنار قرآن از نهج‌البلاغه نیز در این پژوهش استفاده شده که مهم‌ترین این راهکارها عبارتند از تذکر، توکل، صبر، مجاهدت و ریاضت و … ، در کنار این موارد بهترین نتیجه‌ای که می‌توان به دست آورد این است که مسلمانان از عمل به دستورات این دو کتاب آسمانی غافل نباشند و در مسئله مهم تهذیب نفس و خودسازی از دستورات این کتب استفاده نمایند.

واژگان کلیدی: تهذیب و تزکیه نفس، قرآن، نهج البلاغه

فهرست مطالب

مقدمه1
2- بیان مسئله1
3- سؤالات تحقیق1
4- فرضیههای تحقیق2
5- پیشینه تحقیق2
6- ساختار تحقیق2
فصل اول: کلیات تحقیق3
1-1-تهذیب4
1-2-تزکیه4
1-3-تفاوت تهذیب و تزکیه نفس5
1-4-اخلاق عملی و اخلاق نظری……6
-5-1تهذیب و تزکیه نفس در قرآن………….7
1-6- دلایل اهمیت تهذیب نفس…..9
1-7- زمان آغاز تهذیب نفس…..10
1-8- مراحل تهذیب نفس..11
1-7-1- خودشناسی12
1-7-2- عزم بر حرکت13
1-7-3- امید به رحمت الهی14
1-7-4-تفکر14
1-7-5- تخلیه15
1-7-6- تحلیه16
1-7-7- تجلیه16
1-7-8- مرابطه17
1-7-8-1- مشارطه18
1-7-8-2- مراقبه20
1-7-8-3- محاسبه22
1-7-8-4- معاتبه (توبیخ نفس)23
1-8- چگونگی تهذیب نفس24
1-9- مقدمات تهذیب نفس26
1-10- عوامل و اسباب مؤثر در تهذیب نفس26
1-10-1- توفیق الهی26
1-10-2- رهبران الهی27
1-10-3- قرآن کریم28
1-10-4- ایمان و عمل صالح28
1-10-5- تقوا28
1-10-6- خوف خداوند29
1-11- موانع تهذیب نفس31
1-11-1- تداوم گناه31
1-11-2- تعلقات دنیایی31
1-11-3- پرخوری31
1-11-4- حبّ ذات32
1-12- آثار تهذیب نفس33
1-12-1- رستگاری33
1-12-2- رضایت الهی33
1-12-3- درک حقایق قرآن34
1-12-4- زمینه جلب محبت خداوند34
فصل دوم: راهکارهای عملی تهذیب نفس در قرآن35
مقدمه36
2-1- یقظه37
2-2- توبه40
2-2-1- توبه از حرامها41
2-2-2- توبه از رذایل اوصاف و اخلاق42
2-2-2-1- حجاب اوصاف رذیله43
2-2-3- توبه نصوح44
2-3- تقوی45
2-4- صبر و استقامت48
2-4-1- اقسام صبر50
2-5- توکل در کارها51
2-6- توجه به نوافل53
2-7- زهد54
2-8- نماز56
2-9- روزه57
2-10- ریاضت نفس58
2-11- تذکر60
2-12- رفیق و همنشین خوب62
2-13- شب زنده داری63
2-14- تمسک به قرآن64
2-15- ذکر مداوم65
2-16- سعه صدر67
فصل سوم: راهکارهای عملی تهذیب نفس در نهج البلاغه69
مقدمه70
3-1- اهمیت تهذیب از دیدگاه امام علی(ع)70
3-2- راهکارهای تهذیب نفس در نهج البلاغه71
3-2-1- تقوی71
3-2-2- زهد77
3-2-3- نماز78
3-2-4- انجام واجبات و ترک محرمات79
3-2-5- مجاهدت و ریاضت81
3-2-6- رضا و تسلیم در برابر قضا و قدر الهی83
3-2-7- تذکر84
3-2-8- ترک معاشرت با دوستان بد85
3-2-9- صبر86
3-2-10- توکل87
نتایج و یافتهها88
کتابنامه89

مقدمه
از مهمترین اهداف بعثت پیامبران الهی «تهذیب نفس» بوده و از اینرو همواره مورد توجه رهبران الهی از آدم تا خاتم بوده است. هر کدام از انبیاء الهی به نوبه خود، بشر را به تهذیب نفس فراخوانده‌اند و در این راه از هیچ گونه سعی و تلاش دریغ نکرده‌اند.
تهذيب نفس و پاکسازى قلب از غبار گناه‏ و آلودگى‏هاى مادى، صيقل دادن دل، و دريافت يك سلسله آگاهى‏هاى غير حسى و عقلى را به دنبال دارد. مراقبت از خويشتن و زدودن حجاب‏هاى مادى، خضوع و خشوع و عبادت در برابر پروردگار، زمينه‏ساز راه‏يابى به اسرار مى‏شود و موجب مى‏گردد كه بخشى از حقايق در جان و روح انسان منعكس شود.
برای همین در تحقیق حاضر به بیان مهم ترین راهکارهای عملی برای تهذیب و تزکیه روح پرداخته شده و این راهکارها از مهمترین منبع دینی مسلمانان یعنی قرآن و نهج البلاغه بیان شدهاند به این امید که این راهکارها راهگشا باشند.

2- بیان مسئله
همانطور که میدانیم انسان موجودی است که اگر نتواند خود را مهار کند از همه حیوانات هم درندهتر است. نفس اماره انسان او را به سوی هرگونه زشتی سوق میدهد و انسان فقط با تربیت آن نفس میتواند آن را کنترل کند. در نتیجه تهذیب نفس یعنی دور کردن نفس از زشتیها که در جامعه کنونی ضرورت دارد. چيزى كه در مورد آن ترديد وجود ندارد اين است كه اصلاح ملّتها و جامعه‏ها مشروط به اصلاح افراد آن است، و اصلاح افراد در گرو اصلاح نفس و شخصيت انسان‏ها و به‏ تعبير ديگر تهذیب نفس آنان است، تا در نتيجه «نفس امّاره» به «نفس لوّامه» و سپس به «نفس مطمئنّه» تبديل شود. تحقّق اين هدف مشروط به جهاد و كوشش فراوان است؛ هم چنین بزرگترین هدف انبیاء تهذیب نفس و تزکیه . پرورش نفوس انسانها بوده است و تعلیم و تربیت آنقدر مهم است که هدف ارسال پیامبران قرار گرفته است و این اهمیت تهذیب نفس را میرساند. از این رو در پژوهش حاضر به بیان راهکارهای عملی تهذیب نفس از منظر قرآن و نهج البلاغه پرداخته شده است.

3- سؤالات تحقیق
1- در قرآن به چه راهکارهای عملی برای تهذیب نفس اشاره شده است؟
2- در نهج البلاغه به چه راهکارهای عملی برای تهذیب نفس اشاره شده است؟
4- فرضیههای تحقیق
1- در قرآن به راهکارهایی از جمله نماز، روزه، عمل صالح، احسان، یاد خدا و … اشاره شده است.
2- در نهج البلاغه به راهکارهایی از جمله یاد مرگ، کوتاهی آرزو، کناره گیری از محرمات و … اشاره شده است.

1- پیشینه تحقیق
پیرامون تهذیب نفس تاکنون تحقیقات بسیاری انجام گرفته است. از جمله کتب مستقلی در این زمینه نگاشته شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تهذیب نفس. علی، بحرینی دشتی. قم: انتشارات مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان. قم: 1381
2- خودسازی و تهذیب نفس. سید جعفر، حسینی. قم: دارالثقلین. اول: 1381
3- تهذیب نفس از دیدگاه قرآن. علی اکبر، ولایتی. مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی. اول: 1374
4- تزکیه نفس از دیدگاه بزرگان. جواد، الهائی سحر،. بی جا: عصر رهایی. اول: 1386
5- خودسازی یا تزکیه و تهذیب نفس. ابراهیم، امینی. قم: انتشارات شفق. سیزدهم: 1386
هم چنین در ضمن کتب اخلاقی نیز به این موضوع پرداخته شده و قسمتی از این کتابها به این عنوان اختصاص دارد، مانند:
1- مبانی اخلاق اسلامی. مختار، امینیان. قم: صحیفه خرد. چهارم: 1386
2- اخلاق اسلامی. اکبر، خادم الذاکرین. بی جا: نسل جوان. دوم: 1388
3- نقطه های آغاز در اخلاق عملی. محمدرضا، مهدوی کنی. قم: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. ششم: 1375
4- معراج السعاده. حاج ملا احمد، نراقی. تهران: انتشارات دریای معرفت. اول: 1391
در این پایان نامه به بیان این راهکارها تنها از منظر آیات قرآن و نهج البلاغه پرداخته شده است.

6- ساختار تحقیق
فصل اول: مفهوم شناسی
فصل دوم: راهکارهای عملی تهذیب نفس در قرآن
فصل سوم: راهکارهای عملی تهذیب نفس در نهج البلاغه

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1- تهذیب
در لغت مصدر ثلاثی مزید از باب تفعیل است و ثلاثی مجرد آن «هذب» به معنای قطع کردن درخت، بهبود یافتن از مریضی و اصلاح کردن از معایب می‌آید.1
امّا در اصطلاح کلمه تهذیب به معنای پاکیزه کردن، خالص کردن، اصلاح کردن شعر یا نثر از عیب و نقص و پاکیزه کردن اخلاق است. ذکر این نکته ضروری است که تزکیه و تهذیب از نظر اصطلاحی به یک معنا است که در واقع عبارت است از پاک کردن نفس از آلودگی‌های اخلاقی برای گام برداشتن در جهت فضائل اخلاقی که در نهایت موجب کمال و سعادت واقعی انسان در دنیا و آخرت می‌شود، و فرآیندی درونی است که فرد از طریق آن تلاش می‌کند نفس خود را از آلودگی‌ها پاک و با تدریج عنان نفس خود را بدست بگیرد.2

1-2- تزکیه
تزکیه مصدر ثلاثی مزید از باب تفعیل و از ریشه‌ی لغوی «زکا»، «یزکو»، «زکاء» میباشد. و به معنای رشد و نمو دادن، پاکیزه و اصلاح کردن است و «زکوه» نیز در اصل به معنی رشد و نمو است.3 این واژه به معنی تطهیر و پاک کردن نیز آمده، شاید به این مناسبت باشد که پاک سازی از آلودگی ها سبب رشد و نمو می باشد.4
تزکیه و تزکی به معنای لغوی عبارت است از پاک نمودن خود و یا پاک شدن از آنچه که باید از آن پاک شد.5 می‌توان‌ تزکیه‌ را پالایش‌ نفس‌ از رذایل‌ اخلاقی‌ و آراستگی‌ به‌ فضایل‌ اخلاقی‌ دانست‌. ‌عالمان علم اخلاق می‌گویند براى خودسازى ابتدا باید رذایل اخلاقى و اخلاق بد را از خود دور کرد، سپس‌درخت پاکى نشاند. بدیهى است با وجود صفاتى مانند حسد وکبر و خودپسندی و خودخواهى و شهوترانی،‌ دسترسى به صفات پسندیده و انجام اعمال خیر بسیار مشکل خواهد بود.6
از مهمترین اهداف پیامبران الهی تزکیه نفوس، یعنی پاک کردن مردم از زشتیها و پلیدیها و اخلاق زشت است. کمال روح انسان، فقط در تزکیه است؛ همچنان که قرآن کریم میفرماید:
(قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا – وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا)7
«هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده؛ – و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است!»
آری رستگاری از آن کسی است که نفس خویش را تربیت کند و رشد و نمو دهد و از آلودگی به خلق و خوی شیطانی و گناه و عصیان و کفر پاک سازد و در حقیقت مساله اصلی زندگی انسان نیز همین تزکیه است که اگر باشد سعادتمند و الا بدبخت و بینوا است.8
در حدیثی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در تفسیر آیه نقل شده است که فرمودند:
«قَدْ أَفْلَحَ‏ من‏ أطاع‏ وَ قَدْ خابَ‏ من عصى‏»9
(رستگار شد کسی که اطاعت کرد و نومید و محروم گشت کسی که عصیان نمود.)
انسان به عنوان مقدمه ای برای تزکیه، ابتدا باید حقیقت خود را شناخته و بداند از کجا آمده و در کجاست؟ به چه مقصود آمده؟ و به کجا میرود؟ او باید بداند که چه موانعی بر سر راه اوست و چه زشتی‌هایی روی چهره اصلی او را گرفته است و سپس به مجاهده و تلاش پرداخته و روحش را از آلودگیها پاک کند.
تزکیه نفس تلاشی برای دستیابی به سیمایی است که به پاکی نفس میانجامد و این دارای دو قسم است:
1- با عمل صالح که این طریقه پسندیده است.
2- با گفتار و ستایش که اگر نسبت به خویشتن باشد مذموم است.10

1-3- تفاوت تهذیب و تزکیه نفس
برخی گفتهاند تفاوت تزکیه با تهذیب در این است که در تهذیب دستیابى به «طهارت» در برابر «رجس» است و در تزکیه کنار زدن آنچه باید کنار گذاشته شود و در تهذیب، حاصل شدن صلاح و خلوص، مورد نظر است.11 البته به گفته برخى تزکیه مبالغه در تهذیب است12 و عده‌اى هم گفته‌اند: تهذیب پیراستن و تزکیه آراستن است و به عبارت دیگر تهذیب بیرون راندن آلودگیها و پاک کردن شىء است تا آماده رشد و نمو گردد و تزکیه رشد دادن و به شکوفایى رساندن آن است.13

1-4- اخلاق عملی و اخلاق نظری
با ظهور اسلام مضامين بلند و رفيع و دستورات اخلاقى به اوج خود رسيده است و دعوت گسترده دين الهى به تهذيب نفس و حفظ و پاسدارى از حرمت و كرامت انسانها و حجم بسيار زيادى از آموزه‏هاى اخلاقى در قرآن كريم، به‏طورى كه وجود بيش از 2000- 3000 آيه در زمينه اخلاق‏ و مسائل اخلاقى است، در حالى كه حدود 600 آيه در زمينه احكام وجود دارد. قرآن در تبيين هدف از بعثت انبيا بارها تزكيه را پيش از تعليم كتاب آورده است. تجارب تاريخى بشر نيز گوياى اين است كه هر جامعه‏اى كه از ارزشهاى اخلاقى فاصله بگيرد و به پاسداشت نظرى‏ و عملى‏ آن نپردازد، متحمّل خسارتهاى جبران‏ناپذير شده، شاهد فاجعه اسفبار انسانى بوده و راه انحطاط خواهد پيمود.14
قرآن كريم در كنار اين مسئله مهم عملى‏، يك مسئله ديگرى را با طبيعت نظرى‏ مورد توجّه خاص قرار داده است، تا اين‏كه از ديدگاه ما يك انديشه دقيقى از راه و روشى فراهم آورد كه شايستگى آن را داشته باشد تا بدان وسيله معناى اخلاق‏ را تصوّر كنيم كه قاعده اخلاقى از كجا مى‏آيد، و با چه شرايطى اين قواعد خود را فرض مى‏گرداند، و چه نتايجى را موضع‏گيرى ما نسبت به قوانين اخلاقى در پى دارد، و سرچشمه و اصلى كه بايد الهام‏بخش رفتار و سلوك ما باشد چيست و … و با چه وسيله به فضيلت مى‏رسند.
پاى‏بندى، مسئوليّت، پاداش، نيّت و تلاش، اينها اركان اصلى هر نظريّه اخلاقى مورد توجّه هواداران آن است.15
البتّه كه ما اساس اين بحث را در قرآن، به بررسى اين اجزاى ساختارى نظريّه اخلاقى اختصاص داديم. بنابراين؛ هم‏اكنون يك نگاه گذرا مى‏كنيم، به امید این که برخى از علايم مشخصه‏اى براى اين اخلاق را خواهيم ديد كه در نظر ما متجلّى خواهد شد.
تفاوتی که بین اخلاق عملی و نظری وجود دارد به شرح زیر است: اخلاق عملی در اصطلاح علم اخلاق‏ يعنى نيروى بر مواظبت كارهاى پسندیده براى تحصيل اخلاق فاضله و ملكات عادله و عادات پسنديده و عقل نظری کسب اطلاعات در این موارد میباشد. شخص ممکن اسن داراى فضيلتى باشد، بدون اين‏كه تعريف آن فضيلت را بداند. پس در اين صورت ما نيازمنديم تا بدانيم كه فضيلت بسى بالاتر از نياز ما به تعريف آن است.
چه بايد بكنيم؟ … اين بزرگ‏ترين پرسش‏ها و دشوارترين آنهاست؛ زيراكه غذاى روزانه براى روح انسانى است. و البتّه اين عمل ما ناقص است با نقصى آشكار، اگرچه در قرآن از اساس نظرى و از اصول عامه اخلاق پرده برداشته است، از مشاهده آثار بزرگ و شگفت‏انگيز اخلاق تطبيقى رو برتافته است كه قرآن كريم آن را به ما پيشنهاد داده است. به اين ترتيب بيان اخلاق عملى اين است. در اخلاق عملى خواهيم ديد كه چگونه فعّاليت ما در تمام عرصه‏هاى زندگى‏ راه مشخّص خودش را پيدا مى‏كند.16
از این رو در پژوهش حاضر به راهکارهای عملی پرداخته شده است.

1-5- تهذیب و تزکیه نفس در قرآن
آياتى كه در قرآن به تهذيب‏ نفس‏ و خودسازى مربوط مى‏شود موضوع علم اخلاق شده است.17‏
خداوند متعال در قرآن کریم وقتی می خواهد مسئله تزکیه و تهذیب نفس را مطرح کند، ابتدا قسم‌های متعدد میخورد. سپس به آن مسئله میپردازد. البته در بعضی موضوعات دیگر نیز چنین است. اما در این مسئله حدود یازده بار قسم می خورد. نکته مهم در این مسئله این است که آن چه را که خداوند به آن قسم میخورد، چیزهایی هستند که جایگاه مهمی در نظام هستی دارند، به طوری که بستری را برای رشد و تکامل فراهم می کنند، همانند قسم به خورشید، ماه، شب، روز، آسمان و … و این اهمیت تزکیه را می رساند.18
(وَ الشَّمْسِ وَ ضحَُئهَا – وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَئهَا – وَ النهََّارِ إِذَا جَلَّئهَا – وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشَئهَا)19
«به خورشيد و گسترش نور آن سوگند – و به ماه هنگامى كه بعد از آن درآيد – و به روز هنگامى كه صفحه زمين را روشن سازد – و به شب آن هنگام كه زمين را بپوشاند»
همچنین قرآن کریم تزکیه نفس را برجسته ترین هدف رسالت عامه دانسته است:
1- (هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ‏ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة…) 20
انبیا کوشیدهاند که با سنت و سیره خود مسئله تهذیب نفس را ارائه دهند. کمتر آیهای در قرآن تلاوت می شود که در صدر یا وسط یا ذیل آن مسئله تقوا و اخلاق بازگو نشود. اولین نقش سازنده تهذیب نفس این است که توان تشکیل مدینه فاضله را دارد و این مدینه فاضله را فقط انسان مهذب میسازد. از این رو انبیا قبل از طرح هر گونه مسائلی به تهذیب نفس اشاره کردهاند.21
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی که خطوط اصلی زندگی انسان مهذب را ترسیم میکند، میفرماید:
«أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَتْ‏ عِصْمَتُهُ‏ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ مَنْ إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِنِعْمَةٍ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ ذَنْباً قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ مَنْ إِذَا أَصَابَتْهُ‏ مُصِيبَةٌ قَالَ- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏»22
(چهار رکن وجود دارد که اگر در یک انسان وارسته راه یابد خداوند بهشت را بر او واجب می کند.
(1- نگهدارنده‏اش از مهالك قيامت شهادت بر لا اله الّا اللَّه‏ و اين‌كه من محمّد رسول خدا هستم باشد. 2- هرگاه خداوند به او نعمت می دهد، سپاسگزار او باشد. 3- استغفار کردن هنگام اشتباهات. 4- کلمه استرجاع را بر زبان آوردن به هنگام رویدادهای ناگوار.)
در این حدیث مشخص می شود که برای رسیدن به تهذیب نفس انسان باید چهار رکن اساسی را در

زندگی خود مراعات کند و این چهار رکن پایه و اساس تهذیب نفس انسان را تشکیل میدهند.23

1-6- دلایل اهمیت تهذیب نفس
1- خودسازی بزرگ‌ترین هدف پیامبران بوده است قرآن مجید می‌فرماید:
(هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ‏ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة…)24 (اوست خدایی که به میان مردم اُمّی، پیامبری از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را برای آنها بخواند و ایشان را تزکیه کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد…)
2- از برخی آیات قرآنی میتوان استفاده کرد که تهذیب نفس تأمین کننده‌ی سعادت و زمینهساز رسیدن انسان به هدف نهایی خلقت خویش و مایه‌ی رستگاری است؛ همچنانکه خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
(قَدْ أَفْلَحَ‏ مَنْ زَكَّاها)25
(هرکس به تزکیه‌ی نفس روی آورد رستگار شد.)
3- خودسازی و نبرد با وسوسههای نفس، تمام ابعاد شخصیت انسان را تحت تأثیر خود قرار میدهد و با ایجاد تعادل در قوای باطنی انسان، باعث رشد اخلاقی و دستیابی به شخصیّتی والا و برتر میگردد و لذا علاوه بر منظر دین، از منظر اخلاق نیز تهذیب نفس دارای جایگاه ویژهای است و کسی که بخواهد شخصیت متعالی داشته باشد باید به خودسازی روی آورد.
4- علاوه بر ساحت اخلاق، تهذیب نفس زمینهساز رشد عقلانی و پرورش و زایش اندیشه است. اگر تهذیب نفس سبک شمرده شود و امیال نفسانی طغیان ‌کند، کانون عقل به تسخیر کانون دل در خواهد آمد و قوای اندیشه انسان به خمودی خواهد گرایید. از همین روست که در کلامی از حضرت علی (ع) مسئله تهذیب نفس و اطاعت از عقل در کنار هم آمده و آن دو ملازم یکدیگر دانسته شده است. ایشان میفرمایند: (خوشا به حال آن کس که با فرعون هوای نفس خود مبارزه کند و از موسای عقل و تقوای خود اطاعت کند.)

1-7- زمان آغاز تهذیب نفس
خودسازی به عنوان یک فریضه‌ی عقلی در همه‌ی ادوار زندگی واجب است و در هیچ لحظه‌ای از عمر نباید آن را ترک کرد؛ زیرا وعید خداوند وحشتناک و وعده‌های نعیم او بسیار بزرگ است. سهولت خودسازی، در همه دورانهای زندگی به یک اندازه نیست، کسی که دوران جوانی را سپری کرده و در میانسالی به فکر دوری از گناه افتاده، به دشواری می‌تواند کام خود را از لذات حرام، محروم سازد. البته این مسئله پس از انتباه و خارج شدن از خواب غفلت است که خود خروج از غفلت نیز کار آسانی نیست. گواهی عقل به دشوار بودن خودسازی پس از دوره‌ی جوانی و سهل بودن آن در دوره‌ی نوجوانی و جوانی، از آن روست که خودسازی متوقف بر شناخت، ایمان و عمل است. آموختن در سنین پایینتر، زمینه و بستر بیشتری دارد. ضمن اینکه ایمان در قلب سالم وارد می‌شود و قلب نوجوان و جوان سالمتر و به فطرت اوّلیه خود نزدیکتر است، عمل نیز برای تبدیل شدن به ملکهای نفسانی و عادتی صحیح، نیازمند تکرار و تمرین است و یافتن مهارت عملی در دوران بعد از جوانی به آسانی تحصیل نمی‌شود.26
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نامهای خطاب به فرزند خود می‌فرماید:
«…إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْيِكَ‏ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ كَفَاكَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْيَتَهُ‏ وَ تَجْرِبَتَهُ فَتَكُونَ قَدْ كُفِيتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ…»
(… قلب نوجوان چونان زمين كاشته نشده، آماده پذيرش هر بذرى است كه در آن پاشيده شود. پس در تربيت تو شتاب كردم، پيش از آن كه دل تو سخت شود، و عقل تو به چيز ديگرى مشغول گردد، تا به استقبال كارهايى بروى كه صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را كشيده‏اند، و تو را از تلاش و يافتن بى‏نياز ساخته‏اند…)27
امام علی (ع) در این نامه پذیرندگی و صفایی دل جوان و آمادگی عقل او را مورد توجّه قرار داده و اقدام به تربیت را در این سنین مؤثر می‌داند.

1-8- مراحل تهذیب نفس
برای پیمودن هر یک از مراحل خودسازی پیش از هر چیز آگاهی و زایل شدن غفلت لازم است. تنها انسان بیدار می‌تواند در مبدأ و معاد خویش اندیشه کند و نواقص عمل خویش را در مقایسه با مقصدش دریابد، پس هرکسی باید در ابتدا بیاندیشد و اعمال خود را مورد ارزیابی قرار دهد و آنگاه باید تصمیم به حرکت گرفته و سمت و سوی حرکتش را به سوی مقصد حقیقی متوجه سازد. برای آنکه اقدام او مؤثر باشد و با توفیق قرین گردد، نخست باید با خود بنای مشارطه بگذارد و شرط کند اعمال نادرست گذشته را ترک کند و اعمال خود را با فرمان خداوند منطبق سازد و بکوشد نیّت خود را خالص نماید. او باید این شرط را در یاد خود نگاه دارد و با هر عملی که در روز انجام می‌دهد این شرط را در درون خود متذکر گردد و مراقب باشد از شرط خود تجاوز نکند. مراقبت او از وفاداری به شرط، از آن روست که خود را در مقابل مقامی مسئول و متعهّد میداند که رقیب و شاهد اعمال است و تخلف از عهد و شرط را نمیپسندد. از این رو برای آنکه از این رقیب همیشه حاضر حیا کند و از شرط خود تخطی ننماید، همواره شرط خود را به یاد می‌آورد و از فکر زیرپا گذاشتن شرط و تعهّد خود خارج میشود. او باید پس از مراقبت کافی، در پایان هر روز به محاسبه بپردازد و عمل خود را با شرط‌هایش مقایسه کند، محاسبه موجب شناخت کاستیهای گذشته می‌شود و خود منشأ تحکیم عزم و قرار دادن شرط تازه خواهد شد. به هنگام محاسبه باید بر هر توفیقی شکرگزاری کرده و به خاطر هر خطایی استغفار کند و برای آنکه نتیجه محاسبه، دستاویز شیطان برای فریفتن وی نگردد، باید از یأس و ناامیدی پرهیز کرده و با محاسبه هر چه دقیق‌تر راه را بر عجب و غرور ببندد.28 محاسبه‌ی دقیق وقتی ممکن می‌شود که به یاد محاسبه‌ی دقیق قیامت باشیم و به یاد این آیه شریفه باشیم:
(يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَميعاً فَيُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا أَحْصاهُ‏ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ)29
«در آن روز كه خداوند همه آنها را برمى‏انگيزد و از اعمالى كه انجام دادند با خبر مى‏سازد، اعمالى كه خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش كردند؛ و خداوند بر هر چيز شاهد و ناظر است!»
در مورد هر یک از این مراحل در قسمتهای بعدی توضیح داده خواهد شد.
آدمى آنگاه كه براى نخستين بار، رفتار زشتى را انجام دهد، سخت پشيمان مى‏گردد. ولى اگر چنين رفتارى بارها از او سر زند، اندك اندك ترس او كم مى‏شود و آن گونه كه در نخستين بار پشيمان مى‏شد، پشيمان نمى‏گردد و چه بسا تكرار آن رفتار زشت، آنرا براى فرد به صورت عادت درآورد و آدمى با گذشت زمان، زشتى آن را احساس نكند. بنابراين، آنكه در راه كمال و تهذيب‏ نفس‏ خويش گام برمى‏دارد، بايد از نخست، درهاى گناه را به روى خود ببندد، چه دورى از هر كارى ناپسند، در ابتدا آسان است ولى با تكرار كردار زشت و گذشت زمان پرهيز از چنين رفتار زشتى بسيار دشوار مى‏گردد. و چه بسا بدانجا كشد كه آدمى زشتى آن را نبيند، يا آن را گناهى زشت به حساب نياورد.30
برای‌ رسیدن‌ به‌ تهذیب بعضی‌ از بزرگان‌ دو مرحله‌ پیشنهاد کرده‌اند:
1 ـ تهذیب‌ نفس‌ از بدی‌ها یعنی‌ تصفیه‌ دل‌ از اخلاق‌ زشت‌ و دوری‌ از گناه‌. این‌ عمل‌ را تصفیه‌ و تخلیه‌ هم‌ می‌نامند.
2 ـ پرورش‌ و تکمیل‌ نفس‌ به‌ وسیله‌ تحصیل‌ علوم‌ و معارف‌ حقه‌ و فضایل‌ و مکارم‌ اخلاق‌ و انجام‌ عمل‌ صالح‌. این‌ عمل‌ را تحلیه‌ هم‌ می‌گویند، یعنی‌ پرورش‌ و تکمیل‌ و آرایش‌ دادن‌.31
برای خود سازی باید مراحلی طی کرد که این مراحل دارای ترتیباند و بدون پیمودن مرحله قبل نمیتوان وارد مرحله بعدی شد. این مراحل به شرح زیر می باشند:

1-7-1- خودشناسی
اولين راه براي تهذيب نفس، خودشناسي است. يعني انسان بايد بداند كيست، و چه جايگاهي در اين عالم و بين موجودات ديگر دارد. بداند چگونه و براي چه به اين دنيا آمده است و نهايت كارش چيست؟ پس آغاز راه تهذيب، خودشناسي است. وقتي انسان بفهمد كه كاملترين موجود است و محبوبترين آنها نزد خدا است. در يك كلام وقتي به جايگاه ممتازش در اين عالم هستي پي ببرد براي بازگشت به خوبيها و براي رفع آفات و خدايي شدن، بهترين انگيزه را خواهد داشت.
از آنجایی که هر مکتب یا هر حکیمی بخواهد انسان را به سمت مکارم اخلاقی و تزکیه و تهذیب نفس هدایت کند و درباره مفاسد اخلاقی و دردها و ناگواریهای انواع امراض روحی بیندیشد راهی جز این ندارد که نخست خود را پیدا کند و انسان و ابعاد وجودیش و اصول قوا و نیروهایش آشنا سازد. و آنگاه است که میتواند انسان را با گامهایی استوار و در صراط مستقیم به سوی مکارم اخلاقی و کمالت معنوی سوق دهد.
انسانی که به خویشتن خویش جاهل است نه تنها از مفهوم عالی انسانی به دور است بلکه از احساس این که او هم موجودی دینی است برخوردار نمیباشد.
از این رو نخستین گام در راه خودسازی و تهذیب نفس خودشناسی است.32
برای اهمیت خود شناسی روایات بسیاری از معصومین رسیده است. این روایات انسان را به صورتهای مختلف متوجه حقیقت خود کرده و سپس به تزکیه وا می دارد.
امام علی (ع): «مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ تَجَرَّد»33
(هر کس حقیقت خود را بشناسد به تجرد و تجرید در تزکیه می پردازد.)
امام علی (ع): «الْعَارِفُ‏ مَنْ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَأَعْتَقَهَا وَ نَزَّهَهَا»34
(عارف کسی است که اول خود را بشناسد و بداند چه بوده و چه شده و چه میتواند باشد و سپس خود را از آنچه که او را از خدا دور میکند و حاجب بین او و خداست آزاد نموده و تزکیه کند.)
در این روایات به شناخت حقیقت انسانی و صورت اصلی انسان تأکید شده است و به این مطلب اشاره شده که شناخت صورت اصلی خود، بهترین انگیزه و محرک است که انسان به منظور تزکیه خود از حجابهایی که روی چهرهی اصلی وی را گرفته است.35
با خود شناسی ریشه های هر یک از مفاسد اخلاقی که در درون انسان جا دارد شناخته میشود و درمان این دردها را آسان میسازد. بدین گونه راه وصول به تهذیب نفس و خودسازی در انسان هموار میشود. کسی‌ که‌ به‌ مقام‌ شامخ‌ خود پی‌ ببرد، از رذایل‌ دوری‌ خواهد کرد، امام‌ علی‌ (ع‌) می‌فرماید:
«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ [شَهْوَتُهُ‏] شَهَوَاتُه‏»
(كسى كه خود را گرامى دارد، هوا و هوس را خوار شمارد.)36

1-7-2- عزم بر حرکت
نكته مهم ديگر، عزم بر حركت است، تصميم بر حركت به سوي پاك شدن، و نيز تصميم بر باز نگشتن به راهي كه تاكنون مي رفته است. به عبارت ديگر، توبه كند. بايد با خود شرط كند بين خود و راهي كه تاكنون ميرفته فاصله ايجاد كند، و از رفتاري كه موجب گرفتاريش شده است، روي بگرداند. حتي نگاهي به گذشته ممكن است وسوسه بازگشت به آن را در پي داشته باشد.37

1-7-3- امید به رحمت الهی
افزون بر اين مطالب، آنچه را كه در راه تهذيب و پاك كردن نفس حايز اهميت است اميد به رحمت خدا و دور كردن يأس از خويشتن ميباشد. دلسرد شدن و نااميدي آفت بسيار بزرگي است. بايد به خدا توكل داشت و به معصومين (ع) متوسل شد تا در اين راه ياريمان كنند. اميد به رحمت خدا موجب قوت دل است و يأس از رحمت الهي كفر است. با توجه به پشيماني و عزم بر ترك گناهان گذشته، يقين بداند كه روح و جان با صفا و صيقل ميگردد و دريچههاي نور در قلب گشوده ميگردد.38
بــازآ بــازآ هر آنكه هستي بــازآ گر كافر و گبر و بتپرستي بازآ
اين درگه ما، درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي بــازآ

1-7-4-تفکر
یکى از موانع مهم تهذیب نفس، غفلت است و تفکر ضد غفلت است. امام علی(ع) مى فرماید: «فکر کردن مایه رشد است»39
امام‌ خمینی‌ می‌گوید: «اوّل‌ شرط‌ مجاهده‌ با نفس‌ و حرکت‌ به‌ جانب‌ حق‌ تعالی‌، تفکر است‌ و تفکر در این‌ مقام‌ عبارت‌ است‌ از آن‌ که‌: انسان‌ لااقل‌ در هر شب‌ و روزی‌ مقداری‌ فکر کند در این‌ که‌ آیا مولای‌ او که‌ او را در این‌ دنیا آورده‌ و تمام‌ اسباب‌ آسایش‌ و راحتی‌ را از برای‌ او فراهم‌ کرده‌… آیا وظیفه‌ ما با این‌ مولای‌ مالک‌ الملوک‌ چیست‌؟»40
1-7-5- تخلیه
تخليه‏ از ماده «خلو» به معنای ترك كردن و یا گویى در ترك كردن است. راغب اصل آن را ترك كردن در جاى خالى گفته است‏.41
پاک سازی باطن و روان از رذایل اخلاقی و تصفیه روان از این رذایل تخلیه نام دارد.42
تخلیه از وظایف بسیار مشکل و سنگین سالکان راه حق است. سالک باید باطنش را از آلودگیها و صفاتی همچون حسد، کینه، تکبر، عداوت و … پاک کند.43 پیامبر (ص) میفرماید:
«إِيَّاكُمْ‏ وَ الْحَسَدَ فَإِنَّهُ يَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ‏ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ »44
(از رشک و حسد بر حذر باشید، که حسد حسنات انسان را میخورد، همان طور که آتش هیزم را میخورد.)

– تخلیه و جهاد اکبر
تخیله نفس از رذایل بسیار مشکل است و بدین جهت آن را جهاد اکبر مینامند. امام علی (ع) فرموده‌اند:
«أَفْضَلُ‏ الْجِهَادِ جِهَادُ النَّفْسِ‏ عَنِ الْهَوَى‏ وَ فِطَامُهَا مِنْ لَذَّاتِ الدُّنْيَا.»45
(برترین جهاد، جهاد با نفس و رهانیدن آن از لذات دنیاست.)

– تخلیه تدریجی و دفعی
تخلیه گاهی به تدریج انجام می گیرد، یعنی سالکین راه حقیقت به مرور زمان و در طول مدتی کم یا زیاد یکایک صفات زشت را از صحیفهی نفس خود پاک سازی میکنند. مثلا گاهی با رذیله حسد دست به گریبان میشوند تا کم کم دامن نفس را از آن بزدایند. زمانی با رذیله تکبر رویارو میگردند تا آن را رشه کن گردانند.
اما گاهی تخلیه دفعی است. یعنی انسان در مدتی کوتاه بلکه در ظرف چند لحظه، انقلاب و تحولی در خود پدید آورده و یکباره دگرگون میگردد. در واقع نفس را یکباره کشتن و دست آنرا از هواها و خواهشهای نامشروع کوتاه کردن، همان تخلیه دفعی است.46

1-7-6- تحلیه
تحلیه از ماده «حلی» به معنای زیور است. تحلیه یعنی زیور آراستن. این کلمه در علم اخلاق به معنای آراستگی به مکارم اخلاق است.47 انسان اگر سه صفت شیطنت، بهیمیّت و سبعیّت را از خود بپیراید و بزداید مرحله تحلیه را انجام داده است. مرحله تحلیه در برابر تخلیه است. تخلیه در مقام دفع و پیراستن و تحلیه در مقام جذب و آراستن است و نیز تخلیه در مقام تبرّی، یعنی با رذایل اخلاقی ستیز کردن و تحلیه در مقام تولّی یعنی با فضایل اخلاقی انس و الفت پیدا کردن و در نهایت به آن متلبس شدن، است. تخلیه کار بسیار مشکلی است و بدون عنایت حضرت حق، جهاد و یافتن نفس و توکل امکان پذیر نیست.48

1-7-7- تجلیه
تجلیه از ماده «جلی» به معنای چيزى كه ذاتا روشن است،49 می‌باشد. در اصطلاح تجلیه یعنی خود را با اعمال دینی متجلی ساختن و به تعبیر دیگر در قالب اعمال مذهبی متجلی شدن.50 هدف از تجلیه آن است که انسان اعمال مذهبی را بدان صورت که شارع مقدس خواسته است به جا آورد. یعنی نماز، روزه و سایر عبادات را به شیوهای درست انجام دهد و به طور خلاصه دو چیز را به جد باید در نظر بگیرد:
1- خلوص نیت در تمام عبادات
2- حضور قلب در نماز
خلوص نیت یعنی عبادات را تنها برای خدا انجام دادن. اخلاص یگانه وسیله قبولی اعمال و عبادات است. هر عملی که واجد شرایط دیگر باشد اما اخلاص نداشته باشد پذیرفته نخواهد شد.
حضور قلب هم فقط در نماز معتبر است و در سایر عبادات نه شرط حتمی آنهاست و نه شرط قبولی آنها.51
در صورتی که این مسیر به درستی و عالمانه طی شود، به طور قطع حالات انسان دارای ثبات خواهد بود و دگرگونیها و تحولات سامان یافته تر میشود و نگرانیها رفع خواهد شد. برآیند و ره آورد چنین سلوکی تقویت ایمان خواهد بود. ایمان یگانه نیروی با ارزشی است که تضمین کننده سعادت انسان در دنیا و آخرت است.
به طور کلی مراحل دیگر خودسازی و تهذیب نفس عبارت است از:
1- سیر مطالعاتی و افزایش اطلاعاتی که منتهی به آگاهی و بیداری میشود. در این زمینه متذکر میشویم شرکت در جلسات مذهبی و استماع سخنرانیها و مواعظ و همچنین تلاوت مداوم قرآن کریم و خواندن روایات اسلامی و شرح زندگی بزرگان و اهل عرفان و سلوک و مباحث مربوط به معاد و رستاخیز نیز بسیار مفید است.
2- تقویت ارتباط عاشقانه با خداوند و اولیای معصومین(ع) و مؤمنان اهل ولایت و محبت، از طریق انجام مستحبات و زیارات و مانند آن.52
و …
1-7-8- مرابطه
مرابطه مصدر باب مفاعله و به معنی به یکدیگر پیوستن و در اصطلاح اهل سلوک به معنی به خود پیوستن، مراقب خود بودن و نگران احوال خویش بودن میباشد.
مرابطه حساسترین مسیر سالکان الی الله است که بدون عبور از این راه، تعالی و تکامل به بن بست منتهی میشود. در واقع فردی که در نظر دارد نفس خود را از تمام رذائل پاکیزه نگه دارد باید این مسیر را طی کند. 53
(يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اصْبرُِواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون)54 «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! (در برابر مشكلات و هوسها،) استقامت كنيد! و در برابر دشمنان (نيز)، پايدار باشيد و از مرزهاى خود، مراقبت كنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد! »
عقل آدمی در سیر و سلوکش به عالم آخرت میتواند با سرمایهی عمر، کالاهای سودمند برای خود کسب کند. عقل در واقع تاجر آخرت و سرمایهی عمر است. عقل باید در این تجارت نفس را شریک خود قرار دهد، اما از آنجا که نفس موجودی سرکش و دارای هوا و هوسهای زیاد است و به تعبیر قرآن:
(… إِنَّ النَّفْسَ‏ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ …)55 «…كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مى‏كند…»
عقل ناگزیر باید به اعمالی دست بزند تا شاید از برخی سرکشیهای نفس جلوگیری کند. اعمالی که ممکن است مانع نفس شوند عبارتاند از: 1- مشارطه، 2- مراقبه، 3- محاسبه، 4- معاتبه.
مجموع این چهار عامل را مرابطه می گویند.56
در این جا کیفیت هر کدام از این گامها را بیان میکنیم:.

1-7-8-1- مشارطه
مشارطت یعنی شرط بندی و تعهد گرفتن، منظور از آن این است که انسان با خود یعنی با عقل و نفس پیمان ببندد و شرط کند که در مقام عمل، نفس صداقت داشته باشد و مرتکب خطا و خلاف نشود.57
در اوّل‌ روز انسان‌ با خود شرط‌ کند که‌ امروز بر خلاف‌ امر الهی‌ رفتار نکند. به این طریق که نفس خود را مخاطب قرار دهد و به او یادآور شود که من جز سرمایه گرانبهای عمر کالایی ندارم و اگر از دست برود، تمام هستی‌ام از دست می‌رود و به خود بگوید: فکر کن عمر تو پایان یافته و از دیدن حوادث بعد از مرگ سخت پشیمان شده‌ای و فریاد «رب ارجعون» سر داده‌ای، سپس به نفس خویش در مورد مراقبت از اعضا و جوارح سفارش کند. انسان در این مرحله با خود شرط میبندد بر ترک معصیت و پایبندی به عهد و میثاقی که در این خصوص بسته است. در قرآن کریم به التزام تعهدات که بالاترین آنها تعهد به خداست تأکید فراوان شده، از جمله:
(وَ أَوْفُواْ بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَ لَا تَنقُضُواْ الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا)58
«و هنگامى كه با خدا عهد بستيد، به عهد او وفا كنيد! و سوگندها را بعد از محكم ساختن نشكنيد…»
کیفیت مشارطه به این گونه است که انسان هر روز با خود شرط کند که امروز بر خلاف فرموده حق رفتار نکند و تصمیم به انجام این کار بگیرد و معلوم است که یک روز خلاف نکردن امری است خیلی سهل و آسان و انسان میتواند به آسانی از عهده این کار برآید.59
در مشارطه بهتر است که انسان پیمانی را که با خود می-بندد در جایی بنویسد و روزی حداقل یک بار آن را بخواند.



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید